مرتضى مطهري
59
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
طبيعت ( 1 ) به واسطهء تجربه و آزمايش و يا از جهان ديگر به وسيلهء وحى فرا مىگيرد نياز به اين آشنايى ندارد چه براى خودش و چه براى تعليم ديگران . عليهذا استدلال آقاى دكتر سيد عبداللطيف ، رئيس مؤسسهء تحقيقات مسائل اسلامى هند و خاور نزديك ( 2 ) ( طبق نقل مجلهء روشنفكر ، شمارهء 625 و 626 ، مهرماه 44 ) مبنى بر اينكه : به نص آيهء 164 آل عمران پيغمبر به مردم كتاب و حكمت مىآموخته است . پس پيغمبر اكرم علاوه بر ابلاغ وحى الهى از طرف خداى متعال موظف بوده است كه پيروان خود را با علم و حكمت آشنا سازد . در اين صورت اين سؤال پيش مىآيد كه آيا پيغمبر اسلام علاوه بر مقام مقدس نبوت و روحانيت الهى داراى معلوماتى هم بوده است كه بتواند به پيروان خويش علم و حكمت بياموزد ؟ اگر نبوده ، پس چگونه اين وظيفهء مهم را انجام مىداده است ؟ بنابراين مسلَّم مىگردد كه حضرت رسول اكرم معلومات و اطلاعات كاملى داشته است . . . پيغمبر اسلام به نص قرآن معلم بوده است و چگونه ممكن است معلمى كتابى را درس بدهد و خواندن و نوشتن نداند . . . بسيار سخيف و جاهلانه است . اين اشتباه ناشى از اشتباه در مفهوم وحى است . از گفتار وى چنين برمىآيد كه وحى را چنين پنداشته كه جبرائيل جمله ها و كلماتى را بر رسول خدا القا مىكرده و رسول خدا آنها را مانند ضبط صوتى ضبط و سپس تحويل مىداده است ، عليهذا كسى از طريق وحى چيزى نمىآموزد و اگر پيغمبر سواد هم نداشته باشد پس جاهل مطلق خواهد بود ، جاهل مطلق چگونه قادر است كه به مردم حكمت بياموزد ؟ در صورتى كه وحى عبارت است از صعود
--> ( 1 ) داستان دكارت و كسى كه سراغ كتابخانهء وى را از او گرفت و دكارت او را به باغى كه در آنجا گوساله اى را تشريح مىكرد برد ( 2 ) رجوع شود به نمرهء 18